خبرگزاری مهر، گروه استانها- مرجان سیفالدین: پایتخت فرهنگی و هنری ایران، همواره کارگاهی عظیم برای شکوفایی هنرهای اصیل بوده است؛ در این میان، شیشهگری هنری است که انسان با آن آموخت از خاک، شفافیت و از آتش، زیبایی بسازد؛ میراثی زنده که تلفیقی است از ذوق هنری، تجربه و مهارتهای دستی و امروزه با چالشهای جدی اقتصادی و آموزشی دستوپنجه نرم میکند.
بر اساس کاوشهای باستانشناسی، قدیمیترین شیشه ایران به دو هزار سال پیش از میلاد بازمیگردد و نمونههایی از عطردان، النگو، کاسه و تُنگ از آن دوران برجای مانده است. از روزگار هخامنشیان که نخستین بطریهای شیشهای از دل خاک معبد چغازنبیل سر برآوردند تا عصر ساسانی که تراش و قالبگیری شکوهی یافت، ایرانیان آموختند چگونه از شن و آتش، شفافیت برآورند. اشیای شیشهای دوره پارتیان و ساسانیان نشان میدهد صنعت شیشهسازی در ایران باستان شیشهسازی در ایران باستان کاملاً رواج داشته و از دو روش «دمیدن در قالب» و «دمیدن آزاد» استفاده میشده است.
از شکوه صفوی تا هنرِ تسخیرِ آتش
سعید گلکار، طراح و هنرمند این عرصه با ۳۳ سال سابقه فعالیت هنری و ۲۸ سال تدریس در دانشگاههای تهران، هنر، اصفهان و سوره،در گفتگو با خبرنگار مهر، معتقد است شیشهگری در ایران پیشینهای حدود پنج هزار ساله دارد که کاوشهای باستانشناسی به خوبی آن را اثبات میکنند. گلکار با استناد به پژوهشهای پروفسور شینجی فوکایی، پژوهشگر ژاپنی و نویسنده کتاب «شیشه ایرانی»، بر قدمت این هنر تاکید میکند و آن را بر پایه ترکیبی از ذوق هنری، تجربه و مهارتهای دستی میداند.
وی میافزاید: اوج این هنر به دورهای میرسد که اصفهان، نصف جهان، فرمانروایی شاه عباس صفوی را تجربه میکند؛ با انتخاب اصفهان به پایتختی، این شهر به کارگاه عظیم هنر ایران بدل گشت. در این عصر طلایی، کارگاههای شیشهگری در محلههای اصفهان جان گرفتند و نفس کورهها با ضربان شکوفایی شهر هماهنگ شد. شاه عباس که به رونق تجارت و هنر نظر داشت، زمینهساز ارتباط ایرانیان با شیشهگران ونیزی شد؛ استادانی که از دل ونیز، اسرار رنگ و شفافیت را به ارمغان آوردند. در این دوره، تولید ظروف شیشهای رنگین، شفاف و تراشخورده گسترش یافت؛ قمقمههایی که نور باغهای چهلستون را بازتاب میدادند، گلدانهایی که بر طاقچههای عمارتهای عالیقاپو میدرخشیدند و جامهایی که در مجالس بزم شاهانه جاری میشدند.

گلکار اضافه کرد: تکنیکهای دمیدن، قالبگیری و تراشکاری به اوج ظرافت رسید و نقوش اسلیمی و گیاهی بر بدنه شیشهها حک شد. شکوفایی این هنر تنها مرهون مهارت هنرمندان نبود؛ سیاست هنردوستانه شاه عباس و رونق اقتصادی شهر، بستری فراهم آورد که هنر از حاشیه به متن زندگی شهری راه یابد.
این هنرمند دمیدن در شیشه را مهمترین روش سنتی عنوان کرد و گفت: هنرمند با لولهای فلزی شیشه گداخته را از کوره برمیدارد و با دمیدن، حبابی ایجاد میکند که با چرخاندن و حرارت مجدد به شکل دلخواه درمیآید. قالبگیری، روش دیگری است که شیشه مذاب در قالبهای گل، سنگ یا فلز شکل میگیرد و تراشکاری نیز نقوش هندسی و گیاهی را بر سطح شیشه مینشاند.
وی ادامه داد: با این حال، شیشهگری امروز با دشواریهای جدی روبهروست. این هنر به تجهیزات ویژه، کوره و مصرف بالای انرژی نیاز دارد و حدود ۳۰ درصد مواد اولیه، از جمله رنگها، به خارج وابسته است. رقابت با محصولات وارداتی و کاهش صادرات پس از تحریمها، فشار اقتصادی بر هنرمندان را افزایش داده است.
گلکار با تاکید بر اینکه این هنر رو به فراموشی نیست، به چالشهای پیش روی نسل جدید اشاره کرد وافزود: به دلیل سختی کار، ایجاد کارگاهها با تجهیزات لازم از نظر هزینه بسیار سنگین است و در شهر امکان فعالیت وجود ندارد و باید به خارج از شهر بروند. از سوی دیگر، چون این کار دستهجمعی و بسیار سخت است، جوانان به دنبال درآمدهای یکشبه و راحت هستند.
این هنرمند با وجود تمام مشکلات، بر این باور است که هنرمندانی همچنان فعالاند که چراغ کورههایشان را روشن نگه داشتهاند و اجازه ندادهاند این هنر به فراموشی سپرده شود؛ آنها شاگردانی علاقهمند را آموزش میدهند تا اجازه ندهند این هنر ترک بیتوجهی بردارد.

ذوق ایرانی و پیوند با هویت بصری اصفهان
همچنین جواد دیواندری، هنرمند شیشهگر و استاد دانشگاه هنر اصفهان که نزدیک به ۲۰ سال است در اصفهان به شکلدهی شیشه مشغول است و چهار بار نشان ملی دریافت کرده، از سال ۱۳۷۶ وارد این حرفه شده و این هنر را به شیوه شاگردی و عملی از استاد حسن نجفی آموخته است در خصوص تجربهاش در هنر شیشه گری به خبرنگار مهر گفت: آنچه از این مسیر آموختم تنها تکنیک نبود، بلکه صبر، دقت و شناخت درست شیشه بود؛ چراکه شیشه را نمیتوان با عجله به پذیرش فرم واداشت و باید زمان، حرارت و رفتارش را شناخت.
دیواندری شیشهگری اصفهان را سنتی هنری-فنی میداند که در آن شیشهگر افزون بر ساخت خودِ شیء، به ظرافت و زیبایی بصری نیز اهمیت میدهد.
وی گفت: ویژگی مهم اصفهان، پیوند این هنر با فضای کلی هنرهای سنتی شهر است؛ بنابراین شیشه در اینجا نه فقط محصولی کاربردی، بلکه جنبه تزئینی و هنری نیز پیدا میکند.
او افزود: تفاوت شیشهگری اصفهان با دیگر مناطق بیشتر در زبان بصری، فرمپردازی و ارتباط با سنت هنری شهر است و مهمترین ویژگی زیباییشناختی این هنر، ترکیب ظرافت با سادگی فرم است.
در نگاه این هنرمند، نور فقط یک عامل بیرونی نیست، بلکه بخشی از خودِ اثر هنری است؛ شفافیت و انحنای شیشه باعث میشود نور عبور کند، بشکند یا بازتاب یابد و ظاهر اثر با تغییر نور تغییر کند. همین ویژگی، شیشه را از بسیاری از مواد دیگر متمایز میکند. دیواندری ادامه داد: شیشهگری از نظر شهرت عمومی به اندازه میناکاری، قلمزنی و خاتمکاری شناختهشده نیست، اما از نظر فنی جایگاه قابلتوجهی دارد.
به گفته وی، مواد اولیه اصلی آن ماسه سیلیسی، مواد قلیایی و آهک است؛ سیلیس بدنه اصلی را میسازد، مواد قلیایی دمای ذوب را پایین میآورند و آهک به استحکام کمک میکند و مهمترین مهارت شیشهگر، کنترل همزمان حرارت، ماده و زمان است.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: حساسترین مرحله، شکلدهی در حالت مذاب است؛ چراکه شیشه در فاصله کوتاهی از حالت قابل فرمدهی خارج میشود و یک خطای کوچک میتواند کل قطعه را خراب کند؛ بنابراین دقت، تجربه و هماهنگی دست و چشم ضروری است.
وی در زمینه کار با دست و تولید صنعتی معتقد است: تولید صنعتی بر سرعت، تیراژ بالا و یکنواختی تمرکز دارد، اما در روش دستی هر اثر ویژگی منحصربهفردی دارد. ابزارهای سنتی مانند لوله دم و انبر حفظ شدهاند، اما کورهها و سیستمهای کنترل دما دقیقتر و ایمنتر شدهاند.
دیواندری افزود: فناوری فرایند را تغییر داده، اما مهارت دست همچنان بخش اصلی کار است.
به گفته وی، ذوق ایرانی در آثار شیشهگری اصفهان بیشتر در توجه به تناسب، ظرافت فرم، تعادل و استفاده هنرمندانه از نور و رنگ دیده میشود، نه در شلوغی نقشها؛ این هنر با فضای اصفهان همخوانی دارد؛ چراکه نور، رنگ، تناسب و ظرافت هم در معماری اصفهان و هم در شیشه اهمیت دارند. این در شیشه اهمیت دارند.

بحران در زنجیره انتقال مهارت و آموزش
از نگاه دیواندری، آموزش عملی و مستمر کنار استاد امروز دشوارتر شده است؛ زمان، هزینه و امکانات محدودتر است و جوانان مسیرهای شغلی متنوعتری دارند و یک استاد خوب باید شناخت عمیق از شیشه، صبر، دقت و تعهد به کیفیت داشته باشد .
او هشدار میدهد که مهمترین تهدید برای ادامه حیات این هنر، قطع شدن زنجیره انتقال مهارت از استاد به شاگرد است؛ مسئله از دست رفتن چند محصول نیست، بلکه احتمال از بین رفتن یک مهارت تجربی است که با کتاب به تنهایی قابل انتقال نیست.
دیواندری ظرفیت شیشهگری اصفهان را خوب اما در وضعیت حساس توصیف میکند و به گفته وی هزینه بالای تولید، دشواری تامین مواد و سوخت، محدود بودن بازار و کمبود نیروی جوان آموزشدیده از مهمترین مشکلات است.
این هنرمند گفت: رقابت با محصولات صنعتی ارزانتر نیز کار تولیدکننده سنتی را دشوار کرده است و مشتری امروز به دنبال اثری است که افزون بر زیبایی، هویت و ارزش هنری داشته باشد که گردشگران و مجموعهداران این ارزش را بیشتر درک میکنند و بازار برونمرزی با معرفی و بستهبندی مناسب امکانپذیر است.
وی معتقد است که فروش آنلاین میتواند بازار را از محدوده اصفهان فراتر ببرد و در صورت پایداری بازار، این هنر در آموزش، تولید، طراحی، بستهبندی و گردشگری هنری اشتغالزا خواهد بود.
به باور او، این هنرمند حمایت نهادی نباید فقط به برگزاری نمایشگاه محدود شود؛ این هنر به حمایت عملی در آموزش، تامین مواد اولیه، فضای کار و بازار فروش نیاز دارد و استادکاران باید شناسایی و مستند شوند، دانشگاهها میتوانند در پژوهش و مستندسازی نقش داشته باشند و باید نشان داد شیشهگری میتواند حرفهای خلاقانه و امروزی باشد.
آیندهای میان امید و نگرانی؛ ضرورت موزه و استانداردسازی
این هنرمند تاکید کرد: این هنر زنده است. چیزی که باید از آن بترسیم شکستن شیشه نیست، فراموش شدن مهارت آن است و شیشهگری اصفهان فقط به عنوان هنری قدیمی نباید شناخته شود؛ بلکه نسل جوان آن را یاد بگیرد، تا از نظر اقتصادی با آن زندگی کند و با حفظ اصالتش به آینده برساند.
وی با اشاره به اینکه اصفهان در این هنر صاحبنام است اما موزهای ندارد، گفت: سالها پیش یک ترم رشته شیشهگری در دانشگاه هنر با همکاری ریاست وقت راهاندازی شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت، اما به جهت استاندارد نبودن فضا از نظر قرار گرفتن وسایل آتشزا که میتوانست حادثهساز باشد ادامه نیافت و انتظار میرود با استانداردسازی فضا، شرایط برای راهاندازی مجدد این رشته فراهم شود.
شیشهگری اصفهان نه فقط یک صنعت، بلکه هویتی است از جنس نور؛ یادگاری از روزگاری که انسان آموخت از خاک شفافیت بسازد و از آتش زیبایی. چراغی که پنج هزار سال است در دل آتش روشن مانده، امروز برای ماندگاری به نوآوری، آموزش و حمایت اقتصادی نیاز دارد تا نسلهای آینده نیز از این میراث درخشان بهرهمند شوند.


نظر شما